شيخ ذبيح الله محلاتى

122

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس يوكبد چنان كه كس ندانست از نزد او بيرون شد منجمان از علم نجوم فهم كردند كه نطفهء موسى منعقد شده اما ندانسته‌اند كه از صلب و بطن كيست و با فرعون بگفته‌اند آنچه بايد بشود شد فرعون افسرده‌خاطر گشت و ندانست اين عمل از كيست پس يوكبد حامله شد ليكن آثار حمل از وى آشكار نبود و هرچند قابله تجسس كرد اطلاعى بدست نياورد مع ذلك آن قابله از يوكبد منفك نمىشد هرگاه يوكبد برمى - خواست قابله نيز برمىخاست و چون مىنشست او نيز مىنشست و با اينكه آثار حمل او نمودار نبود يوكبد از اندوه چهره‌اش زرد گشت قابله گفت ترا چه مىشود كه اين همه اندوهناكى و چهره‌ات زرد شده است هرچه هست بازگوى كه محبت تو در دل من اثر كرده است يوكبد تفصيل حمل خود را بيان كرد و گفت از آن ترسم كه اين مولود چون بوجود آيد مقتول و نابود گردد قابله گفت بيم مكن و اندوهگين مباش كه من او را حراست كنم و مادر موسى باور نداشت سخن او را تا بعد از سنه 3748 در روز سه‌شنبه 7 آزر از هبوط آدم موسى متولد گرديد در آن شب فرعون در عالم رؤيا ديد كه آتشى از طرف شام برافروخت و بمصر درافتاده سراى قبطيان را پاك بسوخت آنگاه سور مملكت و قصور سلطنت را با خاك يكسان كرد فرعون وحشت‌زده و دهشت‌ديده از خواب بيدار شد و بقيهء شب را ديگر بخواب نرفت صبحگاهان آن وقعه با معبرين در ميان نهاد ايشان گفته‌اند چنان مىنمايد كه مولودى از بنى اسرائيل بوجود آيد كه در انهدام اين دولت اهتمام فرمايد اين وقت فرعون فرمان كرد كه هر پسر كه از بنى اسرائيل متولد بشود او را ذبح كنند و هر دختر كه متولد شود براى خدمتكارى بجاى بگذارند چنانچه خداى تعالى مىفرمايد ( يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ * ) چون موسى متولد گرديد قابله پيدا شد مادر موسى شروع باضطراب كرد قابله گفت كه من نگفتم كه فرزند ترا كتمان مىكنم پس قابله موسى را برداشت و بسوى مخزن برد و او را در جامها پيچيده و بيرون آمد و بنزد پاسبانان فرعون كه بر در خانه